شما میتوانید مطالب این سایت رو از طریق فيد دنبال کنيد و يا با وارد کردن ايميل خود و تائيد ايميل ارسالي فيدبرنر ، جديترين مطالب را از طريق ايميل دريافت کنيد. ايميل شما توسط فيد برنر محافظت ميشود و هيچ گونه ايميل تبليغاتي برايتان ارسال نميشود.


اینجا من از خودم می گم! از روزمرگی‌ها و دلتنگی‌هام! همینطور از چیزای اطرافم که به نظرم جالب میاد !

بعضی از نوشته‌هام شاید خیلی شاد باشن، بعضی دیگه خیلی غمگین! اما سعی میکنم هیچ‌موقع خودمو سانسور نکنم!

راستی قبلا اینجا می‌نوشتم.


سخن هفته

کاش کودکی آرزو کند وقتی بزرگ شد خلبان نشود، دکتر نشود، مهندس نشود، فقط یک دوست خوب بشود.

Partly Cloudy Yazd 35°
Partly Cloudy Tehran 32°
پرواز ( 146 بازدید )
یکشنبه, ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۱

یه بعد‌از‌ظهر گرم تابستونی بود.پشت یکی از پنجره‌ها که به حیاط دید داشت وایساده بودم و منتظر اومدنش بودم. از دور که دیدمش رفتم لیوانی رو که واسش آورده بودم پر از آب کردم و گذاشتم جلوی پنجره و بیرون پنجره رو نگاه کردم، اما نبود!

دویدم طرف پله‌ها! دیدمش که داشت میومد بالا، اما اون منو ندید. برگشتم لیوان رو برداشتم و پشت دیوار قایم شدم. وقتی رسید بالا، پریم جلوش و گفتم سلام! کمی ترسید! لیوان آب رو گرفتم جلوش! لیوان رو ازم گرفت و به صورتم نگاه کرد. شاید منتظر بود چیزی بگم، اما من لال شده بودم انگار، فقط چشام بودن که زل زده بودن به صورتش و قلبم که داشت از جا کنده می‌شد.
آب رو تا نصفه خورد و با لحنی بچه‌گانه گفت مرسی، داشتم از تشنگی می‌مردم.
من همچنان خیره بودم بهش و لبخند بود که روی لبام جاری! لیوان رو بهم داد و گفت بریم سر درس که فردا امتحان داریم. با تکون سر گفتم باشه، ولی من دیگه روی زمین نبودم…

تگ :
درد بی درمان ( 160 بازدید )
شنبه, ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۱۲

دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد
ز فکر آنان که در تدبیر درمانند درمانند
پی‌نوشت‌:‌روز معلم مبارک

تگ : , ,
نوستالژی ( 32 بازدید )
پنجشنبه, ۷ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۳۶

زندگی منشوری ست در حرکت دوار، منشوری که پرتو پرشکوه خلقت با
رنگ های بدیع و دلفریب اش، آن را دوست داشتنی، خیال انگیز و پرشور ساخته
است.این مجموعه دریچه ای ست به سوی داستان زندگی …
پی نوشت: دلم بد جوری گرفته!

تگ : , , ,
خواب شیرین ( 28 بازدید )
چهارشنبه, ۸ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۳۲

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد
آه از دمی که تنها با داغ او چو لاله
درخون نشسته باشم چون باد رفته باشد
امشب صدای تیشه از بیستون نیامد
شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد
خونش به تیغ حسرت، یارب حلال بادا
صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد
از آه دردناکی سازم خبر دلت را
وقتی که کوه صبرم بر باد رفته باشد
رحم است بر اسیری کز گرد دام زلفت
با صد امیدواری ناشاد رفته باشد
شادم که از رقیبان دامنکشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد
پرشور از حزین است امروز کوه و صحرا
مجنون گذشته باشد، فرهاد رفته باشد

                                                                     حزین لاهیجی

تگ : , , , ,
بدون شرح… ( 27 بازدید )
سه شنبه, ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۵۴

آدم گاهی اوقات فکر می کنه شاید اتفاقات گذشته واقعا اتفاقی بوده! ولی می بینه که نه! هیچی عوض نشده! هنوز داره بازی می خوره! از این و از اون! شده وسیله ای واسه خوشگذرونی بقیه! شده زنگ تفریح اطرافیاش!

گاهی اوقات دیگه حالم از این دنیا به هم می خوره! کی بشه که تموم بشه!

تگ :
تو ( 31 بازدید )
جمعه, ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۰

تو شریف ترین اشرف مخلوقات و لطیف ترین الطاف خدا و منتهای رحمتش برای من بودی!
“تو” آمدی و “ما” را حکمران کردی و “من” را به دوردست تبعید!
با وجود تو خود را بی نیازترین مخلوقات می دانستم و سراسر نیاز می شدم!
آینده ام را بی “تو” نمی توانستم تصور کنم که بی “خود” می توانستم!
تو را تمام هستی خود و نبودنت را پایان خود می دانستم!
نبودنت را کابوسی می پنداشتم و خود را ناتوان از تحمل آن!

تو رفتی و کابوس آغاز شد! تلخ بود ولی نه کشنده، عادی شد ولی نه آسان، مرگ شدم ولی نمردم! جایت در قلبم خالی ماند ولی خرابه نشد!
رفتنت را ناخواسته تاب آوردم و ماندم!
و من ماندم، همچنان که قبل از نبودنت هم بودم، اما نه آنچنان که بودم!
من همان “من” بودم ولی با حسرت تجربه ای شیرین که دیگر تکرار نشد!
و نبودنت را هنوز تاب می آورم!
آری…

تگ : , , ,
درد بی درمون! ( 29 بازدید )
دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۱۴

ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتنش بی احساس عشقی
او را به خود وانهادن و گفتن
که دیگر نمی شناسمش

احمد شاملو

تگ :
شایعه ( 29 بازدید )
شنبه, ۶ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۵۸

عجب دنیایی داریم. یه دو روز ازت خبری نباشه چه شایعاتی که برات نمی سازن! کافیه یه کم مثل من معروف و محبوب هم باشی! دیگه بدبختی!

تو همین یه هفته و خرده ای که اینجا آپدیت نشده چقدر ملت از خدا بی خبر پشت سر من شایعه ساختن!   دامنه این شایعات اینقدر وسیع بود که به خبرگزاری ها هم رسیده بود تا جاییکه دیشب آسوشیتدپرس به نقل از مقامی آگاه که نخواسته بود اسمش فاش بشه گفته بود من ممنوع الوبلاگ شدم!  یا یکی دیگه که اسمش یادم نیست گفته بود من از کشور خارج شدم و پناهندگی سیاسی گرفتم!!!  دیگه به شایعات دیگه از قبیل قتل و خودکشی و اینا کاری ندارم!

لذا بر خودم لازم می دونم از همین تریبون نه چندان رسمی کذب تمام این شایعات را اعلام کرده و بگویم که من سالم هستم و هیچگونه مشکلی هم ندارم!

اصلا بزارید اصل ماجرا رو واستون تعریف کنم! واقعیتش اینه که من اینترنت نداشته بیده استم!  چرا؟! چون خیلی سرم شلوغه و کار دارم و از اونجایی که آدم نبوده و نمی تونم درست برنامه ریزی کنم و قادر به کنترل میزان استفاده خود از اینترنت نمی باشم، لذا خود را از این موهبت الهی محروم نمودم!  باشد که خداوند هم عقلی به اینجانب دهاد!

نمی دونم عقل دار میشم یا نه! ولی اینو می دونم که تا حدود یک ماه دیگه دوباره اینترنت دار میشم!  اینم مژده به هواداران عزیز! ( من از اول این پست به شدت متوهم می باشم!)

بلیط کنسرت شجریان هم که گیرم نیومد! ۳ روز مچل شدیم، آخرشم هیچی!  در عرض کمتر از یک ساعت بیش از ۱۹۰۰۰ تا بلیط فروش رفت و سر من و خیلی های دیگه که ازشون خبر دارم بی کلاه موند! اینقدر حالم گرفته شد که حد نداره! اول قرار بود ساعت ۱۰ صبح اول مرداد شروع بشه بلیط فروشی که افتاد دوم مرداد! روز دوم سرور دل آواز مشکل پیدا کرد! روز سوم سرور بانک سامان ترکید!

روز آخر هم که ….

خالم و ۲ تا از پسر خاله هام چند روزیه که اومدن خونمون!  اینم یه خبر مختصر و مفید!

امروز روز پدر بید. رفتیم سر خاک بابا یه کم باهاش درد دل کردم! خالی شدم کلی! بعضی وقتا خیلی به بودنش نیاز پیدا می کنم. تمام وجودم میشه نیاز! ولی تقدیر اینجوری بوده دیگه! کاریش نمیشه کرد! به هر حال روز پدر رو به همه باباهای دنیا تبریک  میگم.  

این نوشته خیلی گسسته شد. معذرت می خوام! سعی  می کنم بعد از این بیشتر و بهتر بنویسم!

پس فعلا

 

تگ : , , , ,