![]() | ![]() | ||||
|
شما میتوانید مطالب این سایت رو از طریق فيد دنبال کنيد و يا با وارد کردن ايميل خود و تائيد ايميل ارسالي فيدبرنر ، جديترين مطالب را از طريق ايميل دريافت کنيد. ايميل شما توسط فيد برنر محافظت ميشود و هيچ گونه ايميل تبليغاتي برايتان ارسال نميشود. | تولد امین ( 0 بازدید ) پنجشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۴۷ دیشب جشن تولد امین بود. مامان که از صبح رفته بود خونشون! منم ساعت ۱۰ شب نزول اجلال فرمودم و بر خانه آنها فرود آمدم! قبل از من همه اومده بودن به جز من! بعدشم عکس گرفتیم و کادو باز کردیم و کیک خوردیم و اینا! در این بین شوهر خواهر بزرگ داشت کری می خوند که من پینگ پونگم حرف نداره و هیچکس نمی تونه شکستم بده و اینا!! دیگه رفتم یه دست زدم و با اینکه ورزش اصلیم یه چیز دیگس شکستش دادم! بعدشم امین و شوهر خواهر سومی رو بردم!!! به دلیل اینکه ملت نزاشتن بنویسم و هی حرف زدن و پی ام دادن خلاصش کردم!!! پی نوشت : علیرضا و زهرا الان تو آسمونا بیده هستند!!! من نصیحت می کنم!!! ( 0 بازدید ) یکشنبه, ۱۰ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۲۵ امروز ظهر تو راه برگشت به خونه رفتم میوه فروشی تا سفارشات مامان جون رو خریداری بفرمایم! اونم که گویا منتظر همین اتفاق بود بعد از تشکر گفت: از بس ما جوونا حواسمون پرته! -من از شنیدن این جملش یک آن کپ کردم!!! من دیگه هیچی نگفتم! فقط لبخند زدم! باز ادامه داد که دختره کلی از من خوشش اومده و اینا! وقتی باز با لبخند من مواجه شد گفت: حالا تو که پیر شدی و مجرد موندی ٫ به نظرت تجرد خوبه؟! گفتم نمی دونم والا! در راه بازگشت به خونه داشتم به این فکر می کردم که “همه رو برق میگیره٫ ما رو چراغ موشی” بعدش نوشت: یعنی اینقدر شبیه اسکولا هستم!! آیا؟ روزمرگی و مطالعه ( 0 بازدید ) جمعه, ۸ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۲۰ حس می کنم تو چند روز گذشته دیگه خیلی دچار روز مرگی شدم! چون هیچ کاری انجام ندادم که قابل نوشتن باشه! یه سری کار روتین هر روزی… همون روزمرگی! در حالیکه سرانه مطالعه در کشور های پیشرفته جهان، به ۵ ساعت در شبانه روز می رسد، در جدیدترین آمارها سرانه مطالعه در کشور ما، ۴ دقیقه اعلام شد. همچنین اعلام شد این سرانه با سرانه مطالعه در کشورهای “بنگلادش” و “افغانستان” برابری می کند. ما هرچقدر فکر کردیم دیدیم “۴ دقیقه”، به اندازه نصف زمان اقدام به قضای حاجت هم نیست! ۱- مطالعه در توالت های عمومی: پشت درهای توالت های عمومی، همیشه منقش به برخی صور از جمله قلب، تیر و یا [...] و [...] است و دست نوشته هایی با مضامین عاشقانه، دری وریانه، اعتراضانه و… نیز وجود دارد. یک دقیقه از این سرانه در طول روز، صرف مطالعه اینها می شود. ۲- مطالعه قبوض: یک دقیقه از این ۴ دقیقه ما ایرانی ها هم به مطالعه هر روزه قبض های گاز و برق و آب و تلفن و ذکر خیر برای شرکت های مربوطه (که جزو سرانه حرف های ناجور محسوب می شود، نه مطالعه) اختصاص دارد. این شد ۲ دقیقه. ۳- مطالعه روزنامه(۱): لبانتان تا بنا گوش باز نشود! کسی اقدام به مطالعه روزنامه نکرده. هنگام پاک کردن شیشه های منزل یا حمل سبزی های بسته بندی شده در روزنامه، احتمالا ملت برای دقیقه ای میخ تیترهایی مربوط به “شرایط اکازیون برای ازدواج موقت” یا تیترهایی مثل “۲ زن پسران جوان را اغفال می کردند”، “دستگیری ۲ موتور سوار به هنگام ربودن زن جوان”، “راز ناپدید شدن مادر زن” و… شده اند. تا اینجا شد ۳ دقیقه. ۴- مطالعه روزنامه(۲): یک دقیقه پایانی هم احتمالا صرف گشتن در آگهی های تور های ارزان قیمت برای ایام تعطیلات به مقصد “بنگلادش” و “افغانستان” شده، والا! تگ : بنزین ( 0 بازدید ) چهارشنبه, ۶ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۰۶ امشب که میومدم خونه شاهد صفی طویل در پمپ بنزین بودم! من واقعا واسم قابل درک نیست این همه ازدحام! آخرش که چی! حالا این یه ماه رو پریدی! ماه بعد و بعدترش رو می خوای چیکار کنی؟ بعدش نوشت: اینجا رو! چه خبره!….. کجا رو نگاه می کنی؟! اینجا————>همینجا تحصن ( 0 بازدید ) یکشنبه, ۳ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۳۱ یه ویدئو گذاشتم تو این پست از یه تحصن دانشجویی! کسایی که اردیبهشت ۸۲ دانشجو بودن تو دانشگاه یزد بیشتر در جریانن! ما که نبودیم و بی خبریم! پس حرفی واسه گفتن نمی مونه! پی نوشت: اگه فردا حراست منو گرفت به بچم بگید بابات یه قهرمان بود! دروغ که کنتور نداره! تگ : هدایت و سعدی ( 0 بازدید ) جمعه, ۱ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۵۰ اول اینجا رو ببینید٫ بعدش بیاین ادامه مطلب رو بخونید! چه حسی بهتون دست داد؟! حس یه انسانی که دزد بهش زده؟ کسی که بار ها مورد دستبرد قرار گرفته٫ دزد رو هم خوب می شناسه! ولی کاری نمی تونه بکنه! دزده هم راست راست جلوش راه میره و بهش دهن کجی می کنه؟! دارن کم کم فرهنگمون رو بار می کنن می برن! ولی همون بهتر که ببرن! هدایت که با نوشته هاش ملت رو به پوچی و خودکشی تشویق می کرد!!! سعدی هم که اطلاعات درستی در موردش نیست! تازه شایعاتی هم پشت سرشه که این آقا هم بله!!! همون بهتر که عرب باشن و آبروی ما رو نبرن! بابا اصلا اینا رو ولش٫ انرژی هسته ای رو عشق است! یه پیشنهاد به دولت : چند دست کت و شلوار بخرن به اضافه یه سینی قلمکار اصفهان و یه تابلوفرش نفیس تبریز! چند تا از مسئولین بلند مرتبه دولت هم برن ترکیه اینا رو بدن به اون موسسه که هدایت و سعدی رو عرب دونسته که به دشمنان ثابت کنه که عدالت محور بودن دولت فقط شعار نیست! مگه این ترک ها چیشون از ملوانان انگلیسی کمتره؟! اونا به خاک ما تجاوز کردن اینا به فرهنگمون! تازه تجاوز به فرهنگ کلی سخت تره! آقا یه جعبه شیرینی یزدی و سوهان قم رو هم اضافه کن! تگ : قالب جدید ( 0 بازدید ) پنجشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۴۸ به خاطر مشکلاتی که قالب قبلی داشت مجبور شدم عوضش کنم. پیشاپیش تشکرجات ویژه خود را به درگاه شما خوانندگان عزیز شوت می کنم! Quintura ( 0 بازدید ) پنجشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۰۱:۱۲
شما وقتی تو این سایت یه کلمه یا عبارت رو جست و جو می کنید نتایج فقط در نیمه راست به نمایش در میان و در نیمه چپ مانیتور یه ابر از کلمات مرتبط با موضوع جست و جوی شما به نمایش در میاد که با قرار دادن موس روی هر یک از این کلمات نتایج مربوط به اون به نمایش در میاد! به عنوان مثال وقتی شما عبارت microsoft رو سرچ کنید٫ علاوه بر نتایج که در سمت راست صفحه نمایش ظاهر میشن عباراتی از قبیل vista, office, xp, bill gates و … در سمت چپ ایجاد میشن که با قرار دادن موس روی هر کدوم می تونید نتایج مربوط به جست و جوی کلمات Microsoft و اون کلمه دوم رو در سمت راست مشاهده کنید! من که کلا خیلی باهاش حال کردم! پی نوشت : اگه خدا بخواد می خوام هر چند روز یه بار یه خبر از دنیای آی تی اینجا بزارم! نظرتون چیه؟!! شریعتی ( 0 بازدید )
سه شنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۵۱ امروز سالگرد درگذشت(شهادت) دکتر علی شریعتی هست. همه می شناسیمش و تا حدی از زندگیش٫ کار هاش و تلاش هایی که برای بیداری مردم انجام داده مطلعیم! تلاش هایی که سرانجام منجر به شهید شدنش شد. به همین مناسبت این پست رو به نوشته ای از دکتر اختصاص میدم.
می خواهم به این برادر روشنفکرم، خواهر روشنفکرم، تحصیلکرده ی مترقی منطقی بیزار شده از مذهب بگویم: خداوندی را که تو می گویی واضع دینی است که بشریت را تخدیر کند و از مسئولیت شخصی باز دارد و انسانها را وادار کند که نذر کنند و به او تملق بگویند، خدای اسلام نیست.توحید تنها یک نظریه ی ما وراءطبیعی ایده آلیستی نیست، تنها به این معنی که عقیده داشته باشیم که خدا در هستی یکی است و بیشتر نیست، نیست. توحید در عین حال یک جهان بینی است. یک بینش “تاریخی” و “اجتماعی” و “بشری” است، زیر بنای وحدت هستی و وحدت نژادی و طبقاتی است. نفی کننده ی شرک قومی و فکری و گروهی و انسانی است! خدای اسلام دوستدار “عزت”، “علم”، “آهن”، “جهاد”، “مسئولیت”، “اراده ی انسانی”، “آزادی”، “ثروت” و “تمدن” و “تسلط انسان بر طبیعت” است. انسان امانتدار اوست، حامل “روح او”، “جانشین او در زمین” و “مسجود همه ی فرشتگان او” است! انسان دوست اوست. ذلت؟! انسان را دعوت می کند که: “خلق و خوی خدا بگیرید”!(تخلّقوا باخلاق الله). این دعوت به ذلت است؟ در تشیع خدا عادل است. به این معنی که جهان بر پایه ی عدل است، چون خدا خالق این جهان است و هستی تجلّی او و نظام هستی تجلّی اراده ی او است و چون جامعه بر اساس نظام و ناموس خلقت است، جامعه ی درست و طبیعی ناچار باید بر اساس عدالت باشد، زندگی انسان تجلّی اراده ی خاص خداوندی باید باشد که عادل است، پس “خدا عادل است” به این معنی است که عدل یک جهان بینی است، به این معنی است که اگر جامعه بر اساس عدل نیست، جامعه ی بیمار گونه ی ضد شیعی و ضد مذهبی است، غیر طبیعی و انحرافی است و محکوم به زوال. و مخالف با نظام کائنات. این معنی عدل است، خدا عادل است یک بحث متافیزیکی و فلسفی و بی ارتباط با زندگی و جهان و بیگانه با ظلم و عدل جامعه ی بشری نیست. بر عکس، خدا عادل است یعنی عدل یک صفت خدایی است، یعنی نظام عدل تنها نظام توحیدی و مذهبی است، یعنی عدل زیر بنای وجود، طبیعت، جامعه و روابط انسانهاست. شیعه که در تاریخ همواره قربانی ستم بوده است [زیرا همواره با ظلم و نابرابری و تجاوز می جنگیده است] عدل را اصل مذهب خویش می گیرد. این “عدل” مثل امروز تنها یک عقیده ی متافیزیکی و بحث فلسفی و سرگرمی علما و حکما نبوده است، شعار مبارزه با ظلم بوده است. تگ : | ||||


امین فرزند دوم خواهر دوم من بید که رفت تو ۱۰ سال! این بشر کوچولو که بود خیلی باحال حرف می زد و کلمات عجیب و در بیشتر مواقع بی ربط رو جایگزین می کرد!!! مثلا به شکلات می گفت : اتانه!
در بدو ورود نیلوفر رو که فرزند اول خواهر سومم هست و ۸.۵ ماهشه رو بغل کردم! اینقده باهام رفیقه! بغل هر کی باشه٫ تا منو می بینه هی گریه می کنه تا بیاد بغل من!
کادوی من به عنوان دائی جون یک عدد اسکوتر بید که عکسش رو برای عبرت آیندگان گذاشتم این پائین!
در اینجا جا داره از داور که شوهر خواهر دومیه بود و همچنین الناز(دختر دوم خواهر اول) و امین که توپ جمع کن بودن تشکر کنم!
بازیه آخر که تموم شد شام هم حاضر بود و رفتیم و نوش جان فرمودیم. کلی خنده ها شد!
در حال جمع آوری پیاز بودم که یه پیرمرده اومد کنارم و شروع کرد به برداشتن پیاز. یهو دستش خورد به چند تا پیاز و انداختشون رو زمین! منم در نقش یک شهروند خوب پیاز ها رو برگردوندم سر جاش!
- در ادامه گفت: یکی میگه از نوجونی که در بیای حواست میاد سر جاش٫ یکی میگه زن بگیری خوب میشی! بعد از من پرسید: شما که سنی ازتون گذشته و تجربه دارین میگین چیکار کنم؟! منم گفتم والا تا جایی که من شنیدم زن دیگه حواس واسه آدم جا نمی زاره که بخواد پرت بشه یا نشه!
باز اون گفت: آره خودم هم شنیده بودم٫ یکی بهم گفته زن ها اولش ۲۰۰ ٫ ۳۰۰ تا سکه می خوان! (تو دلم گفتم این مال اون قدیما بوده٫ الان شده ۱۲۰۰ ٫ ۱۳۰۰ تا) پشت بندش گفت: مامانم یه زن واسم پیدا کرده که باباش کارخونه دار بید و کلی پولدار! الان هم باباهه تو CCU خوابیده! تک فرزنده٫ فوق العاده هم خانواده دار و اصیل و خوشکل!
به نظرت خوبه؟!
در همین لحظه آقای میوه فروش صداش کرد ٫ منم از موقعیت استفاده کردم و در رفتم!
راستی فکر کنم این بیچاره هنوز تو شوک سهمیه ای شدن بنزین به سر می برد!
متوجه شدم که دولت بالاخره تصمیمشو در زمینه بنزین گرفته!
من تو مسیرم ۲ تا پمپ بنزین هست! از حدود ۲۰۰ متر مونده به دومیه یه ترافیک خفنی به وجود اومده بود! ماشین های عزیز تقریبا نیمی از خیابون رو گرفته بودن و داشتن واسه خودشون حال می کردن!
ولی صاحبان این مواشین(جمع مکسر ماشین!) اصلا چهره ای شاد و خندان نداشتن!
تو خود پمپ که دیگه غوغایی بود!
از شما هم تقاضا می کنم نظرتون رو در مورد این قالب و مهمتر از همه سرعت لود شدن و بالا اومدن صفحه بگین!
